تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١٣
اين آيه، در حقيقت پاسخى است روشن، به افرادى كه به خاطر بىخبرى ممكن است توهم كنند، مسأله وحى، دليل بر اين است كه پيامبران خدا را مىبينند، و با او سخن مىگويند، اين آيه روح و حقيقت وحى را به صورت فشرده و دقيقى منعكس كرده است.
از مجموع آيه، چنين بر مىآيد كه، راه ارتباط پيامبران با خدا منحصر به سه راه بوده است:
١- القاى به قلب- كه در مورد بسيارى از انبياء بوده است، مانند «نوح» كه مىگويد: فَأَوْحَيْنا إِلَيْهِ أَنِ اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنا وَ وَحْيِنا: «ما به نوح وحى كرديم كه كشتى در حضور ما و مطابق فرمان ما بساز». «١»
٢- از پشت حجاب- آن گونه كه خداوند در كوه «طور» با موسى عليه السلام سخن مىگفت: «وَ كَلَّمَ اللَّهُ مُوسى تَكْلِيماً». «٢»
بعضى نيز «من وراء حجاب» را شامل رؤياى صادقه نيز مىدانند.
٣- از طريق ارسال رسول- آن گونه كه در مورد پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله آمده: «قُلْ مَنْ كانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلى قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللَّهِ: «بگو كسى كه دشمن جبرئيل باشد (دشمن خدا است) چرا كه او به فرمان خدا قرآن را بر قلب تو نازل كرد». «٣»
البته، وحى بر پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله منحصر به اين طريق نبوده است، از طرق ديگر نيز صورت گرفته است.
اين نكته نيز، قابل توجه است كه وحى از طريق القاى به قلب، گاه در بيدارى صورت مىگرفته، چنان چه در بالا اشاره شد، و گاه در خواب و رؤياى صادقه،