تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٦
در آيه بعد، چنين نتيجهگيرى مىكند: «اكنون كه چنين است خدا را بخوانيد، و دين خود را براى او خالص كنيد» «فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ».
بر خيزيد و با تيشه ايمان، به جان بتهاى مشركان بيفتيد، و همه را از صفحه فكر و فرهنگ و اجتماع خود محو، كنيد.
البته، اين كار شما، كافران لجوج و متعصب را سخت ناراحت مىكند ولى ترس و هراسى به خود راه ندهيد، آئين خود را خالص كنيد: «هر چند كافران ناخشنود باشند» «وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ».
در محيطى كه اكثريت آن را بتپرستان گمراه، تشكيل مىدهند، توحيد در آغاز كار، براى آنها چهره وحشتناكى دارد، همان گونه كه طلوع آفتاب در ميان جمع خفاشان، ولى اعتنا به اين عكسالعملهاى جاهلانه و زودگذر نكنيد، قاطعانه پيش برويد، و پرچم توحيد و اخلاص را همه جا به اهتزاز در آوريد!
***
آيه بعد، خدا را با چند وصف مهم از اوصافش، توصيف كرده مىگويد: «او رفيع الدرجات است» «رَفِيعُ الدَّرَجاتِ».
درجات بندگان صالح را بالا مىبرد، چنان كه در آيه ١١ سوره «مجادله» نيز آمده است يَرْفَعُ اللَّهُ الَّذِيْنَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذِيْنَ اوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ: «خداوند درجات مؤمنان و عالمان را بالا مىبرد».
او حتى در ميان پيامبران، آنها كه از عهده امتحانات بيشترى برآمدند و مقام اخلاص را به مرز بالاترى رساندند فضيلت و برترى داده است: «تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ». «١»