تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٨
سوى خود دعوت كنند، و نه در آخرت مىتوانند حاكميت بر چيزى داشته باشند)» «لاجَرَمَ أَنَّما تَدْعُونَنِي إِلَيْهِ لَيْسَ لَهُ دَعْوَةٌ فِى الدُّنْيا وَ لا فِى الْآخِرَةِ». «١»
اين موجودات بى حس و شعور، هرگز مبدأ حركتى نبودهاند و نخواهند بود، نه سخنى مىگويند، نه رسولانى دارند، و نه دادگاه و محكمهاى، خلاصه، نه گرهى از كار كسى مىگشايند، و نه مىتوانند گرهى در كار كسى بزنند.
و به همين دليل، بايد بدانيد: «تنها بازگشت ما در قيامت، به سوى خدا است» «وَ أَنَّ مَرَدَّنا إِلَى اللَّهِ».
او است كه رسولان خود را براى هدايت انسانها فرستاده، و او است كه آنها را در برابر اعمالشان، پاداش و كيفر مىدهد.
و نيز بايد بدانيد كه: «اسرافكاران و متجاوزان اهل دوزخند» «وَ أَنَّ الْمُسْرِفِينَ هُمْ أَصْحابُ النَّارِ».
به اين ترتيب، «مؤمن آل فرعون» سرانجام ايمان خود را آشكار ساخت، و «خط توحيدى» خويش را از «خط شركآلود» آن قوم، جدا كرد، دست رد بر سينه آن نامحرمان زد، و يك تنه با منطق گويايش در برابر همه آنها ايستاد.
***
و در آخرين سخنش، با تهديدى پر معنى گفت: «به زودى آنچه را من امروز به شما مىگويم، به خاطر خواهيد آورد، و هنگامى كه آتش خشم و غضب الهى دامانتان را در اين جهان، و آن جهان مىگيرد به صدق گفتار من پى مىبريد» «فَسَتَذْكُرُونَ ما أَقُولُ لَكُمْ».