تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٢
رهنمون گرديده»!
و در پايان اين آيه، اين بيان لطيف و جالب را با جمله زيبا و پر معناى ديگرى تكميل كرده، مىافزايد: «آيا براى آنها كافى نيست كه خداوند شاهد و گواه بر هر چيز است» «أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَىْءٍ شَهِيدٌ». «١»
چه شهادتى از اين برتر و بالاتر، كه با خط تكوين، قدرت خود را بر پيشانى همه موجودات نوشته است، بر صفحه برگهاى درختان، در لابلاى گلبرگها، در ميان طبقات اسرارآميز مغز، و بر روى پردههاى ظريف چشم، بر صفحه آسمان و بر قلب زمين، و خلاصه، بر همه چيز نشانههاى توحيد خود را نوشته و گواهى تكوينى داده است.
آنچه در بالا گفته شد، يكى از دو تفسير معروف و مشهور اين آيه است كه بر طبق اين تفسير، گفتگوى آيه، تمام پيرامون مسأله توحيد و ظهور آيات حق در آفاق و انفس است.
اما تفسير ديگر، ناظر به «اعجاز قرآن» است، و خلاصهاش چنين است:
خداوند در اين آيه مىگويد: ما معجزات و نشانههاى گوناگون خود را در نقاط مختلف جزيره عرب، و مناطق ديگر جهان، و در مورد خود اين مشركان، به آنها نشان مىدهيم، تا بدانند اين قرآن بر حق است.
نشانههاى آفاقى مانند پيروزى اسلام در ميدانهاى مختلف نبرد، و در ميدان مبارزه منطقى، و سپس نقاط مختلفى كه آئين اسلام آنجا را گشود، و بر افكار مردم حاكم گرديد، و همان جمعيتى كه در «مكّه» به هنگام نزول اين آيات، به