تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٨
بنابراين به نظر مىرسد: اعضاى ديگر نيز هر كدام به نوبه خود گواهى دهند، اما چون بيشترين اعمال انسان، به كمك چشم و گوش انجام مىگيرد و پوستهاى تن، نخستين اعضائى هستند كه با اعمال تماس دارند، گواهان صف مقدمند.
***
به هر حال آن روز، روز رسوائى بزرگ است، روزى است كه تمام وجود انسان به سخن در مىآيد، تمامى اسرار او را فاش مىكنند، كه تمام گنهكاران را در وحشت عميقى فرو مىبرد، اينجاست كه: «رو به پوستهاى تن خود كرده، فرياد مىزنند: چرا شما بر ضد ما گواهى داديد»؟! «وَ قالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنا».
ما كه ساليان دراز شما را نوازش داديم، از سرما و گرما حفظ كرديم، شستشو و نظافت و پذيرائى نموديم، شما چرا اين چنين؟!
«آنها در پاسخ مىگويند: همان خدائى كه هر موجودى را به نطق در آورده، ما را به سخن در آورده است» «قالُوا أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَىْءٍ».
خداوند مأموريت افشاگرى را در اين روز و اين دادگاه بزرگ، بر عهده ما گذارده، و ما چارهاى جز اطاعت فرمان او نداريم، آرى همان كس كه قدرت نطق را در موجودات ناطق ديگر آفريده، در ما نيز اين توانائى را قرار داده است. «١»
جالب اين كه، آنها تنها از پوست تنشان اين سؤال را مىكنند نه از ساير