تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٢
مِنَ الْقانِطِيْنَ: «ما تو را به حق بشارت داديم بنابراين مأيوس نباش»!. «١»
***
در آيه بعد، به يكى ديگر از حالات نامطلوب انسانهاى دور مانده از علم و ايمان، يعنى حالت غرور و از خود راضى بودن، اشاره كرده، مىفرمايد: «هر گاه ما به انسان رحمتى از سوى خود، بعد از ناراحتى كه به او رسيده بچشانيم، مىگويد: اين به خاطر شايستگى من است و لايق چنين مقام و موهبتى بودهام» «وَ لَئِنْ أَذَقْناهُ رَحْمَةً مِنَّا مِنْ بَعْدِ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ هذا لِي». «٢»
اين بينواى مغرور، فراموش مىكند كه اگر لطف خدا نبود، به جاى اين نعمت، بايد گرفتار بلا شود، و همچون «قارون» مستكبر كه وقتى خداوند براى آزمايش او ثروت زيادى به وى بخشيد، و به او گفتند: تو هم نيكى كن آنگونه كه خدا بر تو روا داشته، «گفت: نه، من هر چه دارم بر اثر علم و دانش و لياقت ذاتى خودم دارم» «قالَ إِنَّما أُوتِيْتُهُ عَلى عِلْمٍ عِنْدِي». «٣»
در دنباله آيه مىافزايد: اين غرور، سرانجام او را به انكار آخرت مىكشاند، و مىگويد: «من باور ندارم قيامتى در كار باشد» «وَ ما أَظُنُّ السَّاعَةَ قائِمَةً».
«و به فرض كه قيامتى در كار باشد، هر گاه من به سوى پروردگارم بازگردم پاداشهاى نيك و مواهب بسيار از براى من نزد او آماده است»! خدائى كه در دنيا مرا اين چنين گرامى داشته، حتماً در آخرت بهتر از اين پذيرائى خواهد كرد! «وَ