تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٨
فَرُدُّونِي، فَرَدُّوهُ فَماتَ!: «در درون قلبم دردى احساس كردم، مرا بازگردانيد، او را بازگرداندند و به زودى از دنيا رفت»!. «١»
***
نكته:
در اينجا سؤالى مطرح است و آن اين كه: در آيات مورد بحث خوانديم: إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعاءٍ عَرِيضٍ: «هنگامى كه به انسان شرّ و ناراحتى برسد، دعاى عريض و مستمر دارد».
ولى در آيه ٨٣ «اسراء» آمده است: وَ إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ كانَ يَؤُساً: «هنگامى كه بدى به او برسد مأيوس مىشود» (همين مضمون در آيات مورد بحث نيز آمده بود).
سؤال اين است: «دعاى مستمر» و كثير، دليل بر اميدوارى است، در حالى كه در آيه ديگر، مىگويد: او نوميد مىشود.
بعضى از مفسران، در پاسخ اين سؤال، مردم را به دو گروه تقسيم كردهاند:
گروهى كه به هنگام سختىها به كلى مأيوس مىشوند، و گروهى كه اصرار در دعا و جزع و فزع دارند. «٢»
بعضى ديگر گفتهاند: منظور از يأس، نوميدى از اسباب عادى است، و اين منافات با تقاضاى از خداوند و دعا كردن ندارد. «٣»