تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٣
خداوند شادىكنندگان مغرور را دوست نمىدارد».
البته، اين تفاوت، بايد از قرائن، شناخته شود، و پيداست كه در آيه مورد بحث، «فرح» از نوع دوم منظور است.
«تَمْرَحُونَ» از ماده «مَرَح» (بر وزن فرح) به گفته جمعى از ارباب لغت و مفسران، به معنى «شدت فرح، و گستردگى» آن است.
و بعضى آن را به معنى «شادى، به خاطر مطالب بىاساس»، دانستهاند.
در حالى كه، بعضى ديگر آن را به معنى «شادى توأم با يك نوع طرب» و به كار گرفتن نعمتهاى الهى در مسير باطل، شمردهاند.
ظاهر اين است كه همه اين معانى به يك مطلب باز مىگردد، زيرا شدت شادى، و افراط در آن سر از همه اين مسائل در مىآورد، و با انواع گناهان و آلودگىها و عياشى و هوسرانى توأم مىشود. «١»
آرى، اينگونه شادىهاى توأم با غرور و غفلت و بىخبرى، و همراه با هوسرانى و شهوت، انسان را به سرعت از خدا دور مىكند، و از درك حقايق باز مىدارد، واقعيتها را شوخى، و حقايق را مجاز، جلوه مىدهد، و چنين كسانى سرنوشتى جز آنچه در آيات فوق گفته شد، ندارند.
***
اينجاست كه، به آنها خطاب مىشود: «وارد شويد از درهاى جهنم، و جاودانه در آن بمانيد» «أُدْخُلُوا أَبْوابَ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها».
«و چه بد جايگاهى است، جايگاه متكبران» «فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ».
اين جمله، تأكيد مجددى است بر اين كه، سرچشمه اصلى بدبختىهاى آنها،