تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٦
و حقوق الهى صورت مىگيرد، نيز اطلاق مىشود، بنابراين «ظلم» مفهوم خاص دارد، و «بغى» مفهوم عام، و هر گونه تعدى و تجاوز از حقوق الهى را شامل مىشود.
تعبير «بِغَيْرِ الْحَقِّ»، نيز تأكيدى براى اين معنى است، و به اين ترتيب، جمله دوم، از قبيل ذكر عام بعد از ذكر خاص است.
***
در آخرين آيه مورد بحث، باز به سراغ مسأله صبر و شكيبائى و عفو مىرود تا بار ديگر بر اين حقيقت تأكيد كند كه، حق انتقامگيرى و قصاص و كيفر براى مظلوم در برابر ظالم، هرگز مانع از مسأله گذشت و عفو و بخشش نيست، مىفرمايد: «اما كسانى كه شكيبائى كنند، و طرف را مورد عفو قرار دهند، اين از كارهاى پر ارزش است» «وَ لَمَنْ صَبَرَ وَ غَفَرَ إِنَّ ذلِكَ لَمِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ». «١»
«عَزْم» در اصل به معنى «تصميم بر انجام كارى» است، و به اراده محكم اطلاق مىشود، تعبير به «عَزْمِ الامُور» ممكن است اشاره به اين باشد كه، اين از كارهائى است كه، خداوند به آن فرمان داده و هرگز نسخ نمىشود، و يا از كارهائى است كه انسان بايد نسبت به آن عزم راسخ داشته باشد، و هر يك از اين دو معنى باشد دليل بر اهميت اين كار است.
قابل توجه اين كه، مسأله «صبر» قبل از «غفران» ذكر شده، چرا كه اگر صبر و شكيبائى نباشد، كار به عفو و گذشت منتهى نمىشود، زمام نفس از دست انسان بيرون مىرود، و روى انتقام پافشارى مىكند.
بار ديگر، اين حقيقت را يادآور مىشويم كه، عفو و غفران در صورتى مطلوب است كه از موضع قدرت باشد، و طرف نيز از آن حسن استفاده نمايد، تعبير «مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ» نيز ممكن است همين معنا را تأكيد كند، چرا كه