تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٣
مىشود.
ولى بارها گفتهايم، الفاظ در آنجا مفهوم عميقترى به خود مىگيرد كه گاه تصور مفاهيم آنها براى ما زندانيان دنيا مشكل، و گاهى غير ممكن است، ولى هر گاه اشاراتى را كه در آيات قرآن و روايات پيشوايان معصوم عليهم السلام وارد شده مورد توجه قرار مىدهيم حقايقى براى ما كشف مىشود، كه از عظمت و عمق زندگى در آن جهان، اجمالًا پرده بر مىدارد، و نشان مىدهد كه دادگاه رستاخيز چه دادگاه عجيبى است.
مثلًا هنگامى كه گفته مىشود: «ميزان عمل»، ممكن است اين تصور پيدا شود كه، اعمال ما در آن روز به صورت اجسام سبك و سنگينى در مىآيد كه در ترازوهاى دو كفهاى وزن مىشود، اما هنگامى كه در روايات معصومين مىخوانيم: على عليه السلام ميزان اعمال است، يعنى ارزش اعمال و شخصيت افراد با مقياس وجودى اين بزرگمرد عالم انسانيت، سنجيده مىشود، و هر اندازه به آن شبيه و نزديك است وزن بيشترى دارد، و هر قدر بىشباهت و دور است، وزن كمترى دارد، متوجه مىشويم كه «ميزان عمل» در آنجا يعنى چه؟!
در مورد مسأله «گواهان» نيز آيات قرآن پرده از روى حقايقى برداشته، و پاى گواهى امورى را به ميان كشيده كه، در دادگاههاى دنيا مطلقاً مطرح نيستند، ولى در آنجا نقش اساسى را دارند.
به طور كلى از آيات قرآن، استفاده مىشود كه شش نوع گواه براى آن دادگاه وجود دارد:
١- از همه برتر و بالاتر «ذات پاك خداوند» است: وَ ما تَكُونُ فِي شَأْنٍ وَ ما تَتْلُوا مِنْهُ مِنْ قُرْآنٍ وَ لاتَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلَّا كُنَّا عَلَيْكُمْ شُهُوداً إِذْ تُفِيضُونَ فِيهِ: «در هيچ حال (و انديشهاى) نيستى و هيچ قسمتى از قرآن را نمىخوانى و هيچ