تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨
پسنديدهتر است بحث و مجادله كن».
ولى، در موارد ديگرى، مانند آيه فوق و آيه بعد از آن، به معنى مجادله مذموم آمده است.
در زمينه «جدال و مجادله» بحثى داريم كه، در نكات مىخوانيد.
«تَقَلُّب» از ماده «قلب» به معنى «دگرگون كردن» است، و «تقلب» در اين جا، به معنى «تصرف و سلطه» بر مناطق، و بلاد مختلف، و حكومت و سيطره بر آنها، و به معنى رفت و آمد در آنها مىباشد.
هدف آيه فوق اين است كه، به پيامبر صلى الله عليه و آله و مؤمنان آغاز اسلام، كه غالباً از قشر محروم بودند، گوشزد كند، مبادا امكانات مالى، و قدرت سياسى و اجتماعى كافران جبّار را، دليلى بر حقانيت، و يا قدرت واقعى آنها بدانند، دنيا اينگونه اشخاص را زياد به خاطر دارد، و تاريخ نشان مىدهد كه، تا چه اندازه در برابر مجازاتهاى الهى ضعيف و ناتوان بودند، همانند برگهاى پژمرده پائيزى، در برابر تندباد خزان.
همان گونه كه امروز هم، كفار مستكبر و ظالم، براى اظهار وجود، يا مرعوب ساختن مستضعفان و محرومان جهان، دست به يك سلسله تلاشها و تبليغات و كنفراسها و ديد و بازديدهاى سياسى و مانورهاى نظامى و عقد قراردادها و پيمانها، با هم مسلكانشان، مىزنند، تا جوّ مساعدى براى پيشبرد اهداف شوم خود، فراهم سازند، اما مؤمنان، بايد بيدار باشند و فريب اين صحنهسازىهاى كهنه را، نخورند، و هرگز مرعوب و مفتون نشوند.
***
لذا در آيه بعد، سرنوشت بعضى از اقوامِ گمراه و سركش پيشين را، در عباراتى كوتاه و كوبنده، اينگونه بيان مىكند: «پيش از آنها قوم نوح، و اقوامى كه