تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٦
نزديكتر ساخته است.
از سوى ديگر، بروز انواع مفاسد اخلاقى و اجتماعى، و بروز انواع نابسامانىها، قتلها و كشتارها و بيمارىهاى روانى و انواع تجاوزهاى مالى و ناموسى، نشان داد كه علوم انسانى، هرگز نتوانسته است به تنهائى جلو نابسامانىها را بگيرد، بلكه بد آموزىهائى كه معمولًا از آن جدا نيست، گاهى بر دامنه آن افزوده است.
از سوى سوم، معمّاهاى فراوانى كه در علوم پيدا شد، و انسان خود را از حل آن عاجز ديد، و دنياهاى وسيعى كه در برابر ديدگان او خودنمائى كرد (چه عوالم بسيار بزرگ و چه فوقالعاده كوچك) و خود را از شناخت آن ناتوان مشاهده كرد، سبب شد كه بار ديگر دست به دامان تعليمات انبياء بزند، و گروه عظيمى دوباره به سايه وحى باز گردند، و درمان اين بيمارىهاى جانكاه را در دستورات انبياء جستجو كنند؛ كليساها رونق گرفت تعليمات مذهبى جزء برنامه زندگى بسيارى شد.
در اين ميان «اسلام» با تعليمات ويژه و مترقى و جامع خود، بروز و ظهور تازهاى يافت، و حركتها به سوى شناخت اسلام اصيل، شروع شد.
اميد است پيش از آن كه بأس الهى، بار ديگر دامان گروهى از مردم اين جهان را بگيرد، اين بيدارى همگانى شود، و آثار آن غرور، محو و نابود گردد تا به خسران و زيان منتهى نگردد.
***