تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٠
و از آنجا كه دعا و تقاضاى از خدا، فرع بر معرفت خداوند است، در آيه بعد از حقايقى سخن مىگويد كه، سطح معرفت آدمى را بالا مىبرد، و يكى از شرائط دعا را كه اميد به اجابت است، افزايش مىدهد.
مىفرمايد: «خداوند كسى است كه شب را براى شما آفريد، تا در آن بياسائيد» «أَللَّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ».
چرا كه تاريكى شب، از يكسو، موجب تعطيل قهرى برنامههاى روزانه است، و از سوى ديگر، خود تاريكى آرامبخش و مايه استراحت تن و اعصاب و روح است، و نور مايه جنبش و حركت.
لذا به دنبال آن مىافزايد: «و روز را بينا و روشنى بخش» «وَ النَّهارَ مُبْصِراً».
تا محيط زندگى انسانها را روشن سازد، و براى هر گونه فعاليت آماده كند.
قابل توجه اين كه: «مُبْصِر» به معنى «بينا» است، و توصيف روز به «بينا بودن»، در حقيقت يك نوع تأكيد و مبالغه، در بينا كردن مردم است. «١»
سپس اضافه مىكند: «خداوند، نسبت به مردم صاحب فضل و كرم است، هر چند، اكثر مردم شكرگزارى نمىكنند» «إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لايَشْكُرُونَ».
اين نظام دقيق شب و روز، و برنامه متناوب نور و ظلمت، يكى از نمونههاى فضل و كرم پروردگار، بر بندگان است، و از عوامل مهم حيات انسانها و موجودات زنده است.
اگر نور نبود، حيات و زندگى و حركت وجود نداشت، و اگر تاريكى متناوب نبود، شدت نور همه موجودات را خسته و ناتوان و فرسوده مىكرد، و