تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٣
صحنه عظيم ظاهر مىشوند، و هيچ چيزى مكتوم نمىماند: «وَ بَرَزُوا لِلَّهِ جَمِيعاً». «١»
چه صحنه عجيب و وحشتناكى است؟!
براى اين كه بدانيم در آنجا چه غوغائى برپا مىشود، كافى است فكر كنيم كه يك لحظه در اين دنيا چنين صحنهاى بر پا شود، و درون و برون و خلوت و جلوت همه انسانها يكى گردد، چه ولولهاى در ميان خلق ايجاد خواهد شد؟ و چگونه رشتههاى پيوند مردم از هم گسسته مىشود؟!
آرى، طبيعت آن جهان، همين است، و بايد آنچنان بود كه انسان از ظاهر شدن پنهانىها، وحشتى نداشته باشد، اعمال و رفتارش را آنچنان انجام دهد كه، هم امروز اگر در ملاء عام نمايان گردد، از آن نگران نباشد.
در دومين توصيف از آن روز مىافزايد: «چيزى از مردم بر خدا مخفى نخواهد بود» «لايَخْفى عَلَى اللَّهِ مِنْهُمْ شَىْءٌ».
در اين جهان و امروز نيز چيزى بر خداوند عالم و قادر مخفى نيست، و اصولًا كسى كه وجودش بى پايان است، و هيچگونه محدوديتى در ذات پاكش، راه ندارد، آشكار و مخفى و غيب و شهود براى او يكسان است.
پس چرا قرآن جمله فوق را به عنوان توضيح و تفسيرى براى جمله «يَوْمَ هُمْ بارِزُونَ» ذكر مىكند؟
دليل آن روشن است؛ زيرا ظهور اشياء در آن روز، از تأكيد بيشترى برخوردار است، جائى كه ديگران نيز از اسرار هم آگاه شوند، در مورد خداوند، مسأله نياز به بحث و گفتگو ندارد.