تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٩
كرده، مىفرمايد: «بگو: من نهى شدهام از اين كه معبودهائى كه شما غير از خدا مىخوانيد، پرستش كنم، چرا كه بيّنات و دلائل روشن از سوى پروردگارم براى من آمده است» «قُلْ إِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَمَّا جاءَنِى الْبَيِّناتُ مِنْ رَبِّي».
نه تنها نهى شدهام كه غير او را نپرستم، بلكه «مأمورم تنها در برابر ربّ العالمين تسليم باشم» «وَ أُمِرْتُ أَنْ أُسْلِمَ لِرَبِّ الْعالَمِينَ».
از يكسو، نهى از پرستش بتها است، و به دنبال آن دليل منطقى و روشن و بينات و دلائل واضحى از عقل و نقل كه از طرف پروردگار آمده، و از سوى ديگر، امر به تسليم در برابر «رَبُّ الْعالَمِينَ» كه خود اين تعبير، نيز دليل ديگرى بر مقصود است، چرا كه پروردگار جهانيان بودن، دليلى است كافى براى تسليم بودن در مقابل ذات پاك او.
قابل توجه اين كه، در اين آيه مورد امر و نهى، جدا است، امر به تسليم در برابر خداوند، و نهى از پرستش بت، اين تفاوت، ممكن است به خاطر اين باشد كه در مورد بت، تنها چيزى كه تصور مىشود، همان پرستش است كه از آن نهى شده، و اما در مورد خداوند، علاوه بر پرستش و عبادت، بايد تسليم فرمان و دستورهاى او بود.
لذا در آيه ١١ و ١٢ سوره «زمر» مىخوانيم: قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ مُخْلِصاً لَهُ الدِّيْنَ وَ أُمِرْتُ لِأَنْ أَكُونَ أَوَّلَ الْمُسْلِمِيْنَ: «بگو من مأمور شدهام كه خدا را با اخلاص عبادت كنم، و نيز مأمورم كه اولين تسليمشونده در برابر او باشم».
به هر حال، تعبيرهاى آيه فوق كه نظائرى نيز در ساير سورههاى قرآن دارد، تعبيرهائى است فوقالعاده نرم و ملايم و مؤدبانه كه در برابر دشمنان لجوج و