تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢١
٤٣ ما يُقالُ لَكَ إِلَّا ما قَدْ قِيلَ لِلرُّسُلِ مِنْ قَبْلِكَ إِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ وَ ذُو عِقابٍ أَلِيمٍ
٤٤ وَ لَوْ جَعَلْناهُ قُرْآناً أَعْجَمِيّاً لَقالُوا لَوْلا فُصِّلَتْ آياتُهُ أَ أَعْجَمِىٌّ وَ عَرَبِىٌّ قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدىً وَ شِفاءٌ وَ الَّذِينَ لايُؤْمِنُونَ فِي آذانِهِمْ وَقْرٌ وَ هُوَ عَلَيْهِمْ عَمىً أُولئِكَ يُنادَوْنَ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ
٤٥ وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ فَاخْتُلِفَ فِيهِ وَ لَوْلا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ لَقُضِىَ بَيْنَهُمْ وَ إِنَّهُمْ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مُرِيبٍ
٤٦ مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَيْها وَ ما رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ
ترجمه:
٤٣- آنچه به ناروا درباره تو مىگويند همان است كه درباره پيامبران قبل از تو نيز گفته شده؛ پروردگار تو داراى مغفرت و (هم) داراى مجازات دردناكى است!
٤٤- هر گاه آن را قرآنى عجمى قرار مىداديم حتماً مىگفتند: «چرا آياتش روشن نيست؟! آيا قرآن عجمى از پيغمبرى عربى»؟! بگو: «اين (كتاب) براى كسانى كه ايمان آوردهاند هدايت و درمان است؛ ولى كسانى كه ايمان نمىآورند، در گوشهايشان سنگينى است و گوئى نابينا هستند و آن را نمىبينند؛ آنها (همچون كسانى هستند كه گوئى) از راه دور صدا زده مىشوند!
٤٥- ما به موسى كتاب آسمانى داديم؛ سپس در آن اختلاف شد؛ و اگر فرمانى از ناحيه پروردگارت در اين باره صادر نشده بود، در ميان آنها داورى مىشد (و به كيفر مىرسيدند)؛ ولى آنها هنوز درباره آن شكى تهمتانگيز دارند!