تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧
الهى، به مجادله و پرخاشگرى، برمىخيزند، و سرنوشت اين گروه را ضمن جملههائى كوتاه و كوبنده، روشن مىسازد، مىفرمايد:
«تنها كسانى در آيات الهى مجادله مىكنند، كه از روى عناد و لجاج كافر شدهاند» «ما يُجادِلُ فِي آياتِ اللَّهِ إِلَّا الَّذِينَ كَفَرُوا».
درست است كه اين گروه، احياناً نيرو و جمعيت و قدرتى دارند، ولى «مبادا رفت و آمدهاى آنها در شهرهاى مختلف، و قدرتنمائيهايشان، تو را بفريبد»! «فَلايَغْرُرْكَ تَقَلُّبُهُمْ فِى الْبِلادِ».
چند روزى كرّ و فرّ و هياهوئى دارند، اما به زودى چون حبابهاى روى آب محو و نابود مىگردند، و يا همچون خاكسترى، در برابر تندباد، متلاشى مىشوند.
«يُجادِلُ» از ماده «جَدَل»، در اصل، به معنى «تابيدن طناب و محكم كردن آن است»، سپس، در مورد ساختمانها و زره، و مانند آن، به كار رفته و به همين جهت، به عمل كسانى كه در مقابل هم مىايستند و مناظره مىكنند و هر كدام مىخواهد پايههاى سخن خود را محكم كرده، بر ديگرى غلبه نمايد، «مجادله» گفته مىشود.
ولى، بايد توجه داشت كه: «مجادله» از نظر محتواى لغت عرب، هميشه مذموم نيست (هر چند در فارسى روزمره، به ما اين معنى را مىبخشد) بلكه اگر در مسير حق، و متكى به منطق، و براى تبيين واقعيتها، و ارشاد افراد بىخبر بوده باشد، ممدوح است، و اگر متكى به دلائل واهى، و ناشى از تعصب و جهل و غرور، و به منظور اغفال اين و آن، صورت گيرد، مذموم است، و اتفاقاً در قرآن مجيد، در هر دو مورد به كار رفته است.
در يك جا مىخوانيم: وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِىَ أَحْسَنُ: «با آنها به روشى كه