تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٩
إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ» «١» در وجودشان پيدا مىشود، چه فضيلت و موهبتى از اين بالاتر؟
***
در آيه بعد، براى بيان عظمت اين پاداش بزرگ، مىافزايد: «اين همان چيزى است كه خداوند بندگانش را كه ايمان آوردهاند، و عمل صالح انجام دادهاند، به آن نويد مىدهد» «ذلِكَ الَّذِي يُبَشِّرُ اللَّهُ عِبادَهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ».
بشارت مىدهد تا رنجهاى طاعت و بندگى، و مبارزه با هواى نفس و جهاد در برابر دشمنان، بر آنها سخت نيايد، و به خاطر آن پاداشهاى عظيم توان و نيروى بيشترى در راههاى پر فراز و نشيب زندگى، براى رسيدن به رضاى پروردگار پيدا كنند.
و از آنجا كه ابلاغ اين رسالت، از سوى پيامبر بزرگوار اسلام صلى الله عليه و آله گاه اين توهم را ايجاد مىكرد كه او چه اجر و پاداشى در برابر رسالت خود از مردم مىطلبد، به دنبال اين سخن به پيامبر دستور مىدهد: «بگو: من هيچ اجر و پاداشى بر اين موضوع، از شما درخواست نمىكنم، جز اين كه ذوىالقرباى مرا دوست داريد» «قُلْ لاأَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِى الْقُرْبى».
دوستى ذوىالقربى، چنان كه مشروحاً بيان خواهد شد، بازگشت به مسأله ولايت و قبول رهبرى ائمه معصومين عليهم السلام از دودمان پيامبر صلى الله عليه و آله مىكند، كه در حقيقت تداوم خط رهبرى پيامبر صلى الله عليه و آله، و ادامه مسأله ولايت الهيه است، و پر