تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٨
آنها در شگفتى فرو مىرود، كه با اين همه آيات و نشانههاى روشن، چگونه حق را نمىبينند؟!
***
سپس، به توضيح بيشتر درباره آنها پرداخته، مىافزايد: «همان كسانى كه كتاب آسمانى و آنچه را بر رسولان خود نازل كرديم، تكذيب كردند» «الَّذِينَ كَذَّبُوا بِالْكِتابِ وَ بِما أَرْسَلْنا بِهِ رُسُلَنا».
قابل توجه اين كه، در اين سوره بارها از «مجادلهكنندگان در آيات الهى» سخن به ميان آمده است كه در سه مورد به صورت «أَلَّذِينَ يُجادِلُونَ فِي آياتِ اللَّهِ» مطرح شده، (آيه ٣٥ و ٥٦ و آيه مورد بحث) و قرائن نشان مىدهد كه مقصود از «آيات اللَّه»، بيشتر همان آيات نبوت، و محتواى كتب آسمانى است، البته از آنجا كه آيات توحيد و مسائل مربوط به معاد نيز، در كتب آسمانى مطرح بوده آنها نيز در قلمرو مجادله آنها قرار داشته است.
آيا اين تكرار، براى تأكيد اين مطلب مهم است؟ و يا در هر مورد مطلب جديدى منظور بوده؟
احتمال دوم، نزديكتر به نظر مىرسد، چرا كه هر يك از اين آيات سه گانه، مطلب خاصى را تعقيب مىكند.
در آيه ٥٦ سخن از انگيزه اينگونه مجادلهها يعنى كبر و غرور و خود برتربينى است.
در حالى كه در آيه ٣٥ از مجازات دنيوى آنها كه مسأله مهر نهادن خداوند بر دلهاى آنان است، بحث مىكند.
و در آيه مورد بحث گفتگو از مجازات اخروى آنها و انواع كيفرهاى دوزخى است.