تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٩
ولى، به هر حال، آيه مخصوص شأن نزولش نيست و يك برنامه عمومى و همگانى را بيان مىكند.
اين سخن را با حديثى از اميرمؤمنان على عليه السلام پايان مىدهيم، آنجا كه فرمود:
لاظَهِيْرَ كَالْمُشاوَرَةِ وَ الاسْتِشارَةُ عَيْنُ الْهِدايَةِ: «هيچ پشتيبان و تكيه گاهى همچون مشورت نيست و مشورت عين هدايت است». «١»
اين نكته، نيز قابل توجه است، آخرين توصيفى كه در اين آيه مطرح شده تنها انفاق در مسائل مالى را بيان نمىكند، بلكه انفاق از تمام آنچه خداوند روزى داده است، از مال، از علم، از عقل و هوش و تجربه، از نفوذ اجتماعى و خلاصه از همه چيز.
***
در توصيف ديگر، كه هفتمين توصيف مؤمنان راستين است مىفرمايد: «و كسانى كه هر گاه ستمى به آنان رسد، تسليم ظلم نمىشوند و از ديگران يارى مىطلبند» «وَ الَّذِينَ إِذا أَصابَهُمُ الْبَغْىُ هُمْ يَنْتَصِرُونَ».
ناگفته پيداست، در برابر وظيفه «انتصار» در مقابل ستم، ديگران نيز وظيفه يارى كردن دارند، چرا كه يارى طلبيدن، بدون يارى كردن لغو و بيهوده است، در حقيقت هم مظلوم موظف به مقاومت در برابر ظالم و فرياد بر آوردن است، و هم مؤمنان ديگر، موظف به پاسخگوئى او هستند، همان گونه كه در آيه ٧٢ سوره «انفال» مىخوانيم: وَ إِنِ اسْتَنْصَرُوكُمْ فِى الدِّيْنِ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ: «هر گاه آنها از شما براى حفظ دين خود يارى بطلبند بر شما است كه آنها را يارى كنيد».
اين برنامه مثبت و سازنده، به ظالمان هشدار مىدهد كه اگر دست به ستم