تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠١
حالت وحشت و اضطراب شديدى بر تمام وجودشان حاكم است، و ذلت و تسليم سر تا پاى آنها را فرا گرفته، و ديگر، خبرى از آن همه گردنكشى و ستيزهجوئى و طغيان و ظلم و استبداد و ايذاء و آزار مظلومان نيست، و زير چشمى به آتش دوزخ مىنگرند!
اين، ترسيمى است از حالت كسى كه شديداً از چيزى مىترسد، و نمىخواهد آن را با تمام چشمش ببيند، و در عين حال نمىتواند از آن غافل بماند، ناچار پيوسته مراقب آن است اما با گوشه چشم!
بعضى از مفسران گفتهاند: «طَرْفِ خَفِىّ» در اين جا، به معنى نگاه كردن آنها با چشم نيم باز است؛ چرا كه از شدت وحشت، قدرت بر گشودن چشم ندارند، يا چنان وارفته و بى رمقند، كه حتى حال گشودن چشم را به طور كامل ندارند!
هنگامى كه حال انسان قبل از ورود در آتش، چنين باشد، چه بر او خواهد گذشت هنگامى كه وارد دوزخ شود، و در ميان عذاب دردناكش قرار گيرد؟!
آخرين مجازاتى كه در اينجا بيان شده، شنيدن ملامت و سرزنش دردناك مؤمنان است، چنان كه در پايان آيه آمده است: «كسانى كه ايمان آوردهاند مىگويند: زيانكاران واقعى، آنها هستند كه سرمايههاى جان و خانواده خود را در روز قيامت از دست داده، و زيان كردهاند» «وَ قالَ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ الْخاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَهْلِيهِمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ».
چه زيانى از اين بالاتر، كه انسان هستى خويشتن را از دست دهد، و سپس همسر و فرزند و بستگان خود را، و در درون عذاب الهى گرفتار آتش حسرت و فراق نيز بشود.
سپس مىافزايند: «اى اهل محشر! همه بدانيد! كه ظالمان و ستمگران امروز در عذاب دائم خواهند بود» «أَلا إِنَّ الظَّالِمِينَ فِي عَذابٍ مُقِيمٍ».