تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٢
ديگر اين كه، اگر دستور عفو داده شده نه به معنى دفاع از ظالمان است، چرا كه خداوند ظالمان را هرگز دوست نمىدارد، بلكه هدف هدايت گمراهان و استحكام پيوندهاى اجتماعى است.
سوم اين كه، كسانى شايسته عفوند كه از مركب ظلم پياده شوند، و از گذشته خود نادم گردند، و در مقام اصلاح خويش بر آيند، نه ظالمانى كه عفو، آنها را جسورتر و جرىتر مىكند.
و به تعبير روشنتر، عفو و مجازات هر كدام جاى ويژهاى دارد، عفو در جائى است كه انسان قدرت بر انتقام دارد، و اگر مىبخشد، از موضع ضعف نيست، اين عفو سازنده است، هم براى مظلوم پيروز، چرا كه به او تسلط بر نفس و صفاى دل مىبخشد، و هم براى ظالم مغلوب، كه او را به اصلاح خويش وا مىدارد.
و كيفر و انتقام و مقابله به مثل، در جائى است كه هنوز ظالم از مركب شيطان پياده نشده، و مظلوم، پايههاى قدرت خود را محكم نكرده، و عفو از موضع ضعف است، اينجاست كه بايد اقدام به مجازات كند.
در حديثى از پيغمبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله آمده است: إِذا كانَ يَوْمُ الْقِيامَةِ نادى مُنادٍ مَنْ كانَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ فَلْيَدْخُلِ الْجَنَّةَ، فَيُقالُ مَنْ ذَا الَّذِي أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ؟
فَيُقالُ: الْعافُونَ عَنِ النَّاسِ، فَيَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ بِغَيْرِ حِسابٍ!: «هنگامى كه روز قيامت مىشود، كسى (از سوى خداوند) ندا مىدهد هر كس اجر او بر خدا است، وارد بهشت شود، گفته مىشود: چه كسى اجرش بر خداست؟ در جواب به آنها مىگويند: كسانى كه مردم را عفو كردند، آنها بدون حساب داخل بهشت