تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٣
گاه با جار و جنجال و سوت و صفير.
گاه با داستانهاى خرافى و دروغين.
گاه با افسانههاى عشقى و هوسانگيز!
و گاه از مرحله سخن نيز فراتر رفته، مراكز سرگرمى و فساد، و انواع فيلمهاى مبتذل، و مطبوعات بىمحتواى سرگرم كننده، و بازىهاى دروغين سياسى و هيجانهاى كاذب، و خلاصه هر چيزى كه افكار مردم را از محور حق منحرف سازد، به وجود مىآورند.
و از همه بدتر اين كه: گاه بحثهاى بيهودهاى در ميان دانشمندان يك قوم مطرح مىكنند و چنان آنها را به قيل و قال درباره آن وا مىدارند، كه هر گونه مجال تفكر، در مسائل بنيادى از آنها گرفته شود.
ولى آيا مشركان توانستند، با اين اعمالشان بر قرآن غلبه كنند؟ نه!، آنها و شيطنتهايشان بر باد رفت، و قرآن روز به روز گستردهتر و پربارتر شد و در سراسر جهان درخشيدن گرفت.
***
آيه بعد به مجازات شديد اينگونه افراد، اشاره كرده، مىفرمايد: «به طور مسلم به كافران- و در صف مقدم آنها، افرادى كه مردم را از شنيدن آيات الهى باز مىداشتند- عذاب شديدى مىچشانيم» «فَلَنُذِيقَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا عَذاباً شَدِيداً».
اين عذاب ممكن است در دنيا به صورت اسارت و كشته شدن به دست لشكريان ظفرمند اسلام باشد، و يا در آخرت، و يا هر دو.
«و آنها را به بدترين اعمالى كه انجام مىدادند، كيفر مىدهيم» «وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَسْوَأَ الَّذِي كانُوا يَعْمَلُونَ».
چه عملى بدتر از كفر و شرك، و انكار آيات الهى، و مانع شدن مردم از