تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٨
است، و براى اولياى خدا، بركات و رحمتهاى ويژهاى در بردارد.
در حقيقت صفت بارز اين كتاب آسمانى كه در لابلاى تمام آياتش همچون عطر در ذرات برگ گل قرار گرفته همان «رحمت» است، رحمت براى كسانى كه راه آن را بپويند و از تعليماتش الهام گيرند.
***
بعد از بيان اجمالى فوق درباره قرآن، به بيان تفصيلى پرداخته، و اوصاف پنجگانهاى براى اين كتاب آسمانى بيان مىكند، اوصافى كه ترسيم روشن و گويائى از چهره اصلى قرآن در بردارد.
نخست مىگويد: «اين كتابى است كه آياتش مبين، و هر مطلبى را در جاى خود بيان كرده، و شرح و تفصيل تمام نيازمندىهاى انسان را در تمام زمينهها ذكر نموده است» «كِتابٌ فُصِّلَتْ آياتُهُ». «١»
«كتابى است فصيح و گويا» «قُرْآناً عَرَبِيّاً».
«براى جمعيتى كه آگاهند و جوياى حقيقتاند» «لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ».
***
«قرآنى كه بشير و نذير است، و اميدبخش و بيمآفرين، نيكان را بشارت مىدهد و مجرمان را تهديد مىكند» «بَشِيراً وَ نَذِيراً».
«اما اكثر آنها روىگردان شدند لذا چيزى نمىشنوند» «فَأَعْرَضَ أَكْثَرُهُمْ فَهُمْ لايَسْمَعُونَ». «٢»
به اين ترتيب نخستين امتياز اين كتاب بزرگ آسمانى، اين است كه مسائل