تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٩
مىدهد، آن هم لطفى نامحدود و گسترده، و اگر در مجازات جاهلان مغرور تعجيل نمىكند، آن هم از لطف او است.
سپس، يكى از مظاهر بزرگ لطف عميقش را كه روزى گسترده او است مطرح كرده، مىگويد: «هر كس را بخواهد روزى مىدهد» «يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ».
منظور، اين نيست كه گروهى از روزى او محرومند، بلكه منظور توسعه روزى است درباره هر كس بخواهد، همان گونه كه در آيه ٢٦ سوره «رعد» آمده است: أَللَّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَقْدِرُ: «خداوند روزى را بر هر كس بخواهد وسيع و براى هر كس بخواهد تنگ مىسازد».
در چند آيه بعد، از همين سوره نيز مىخوانيم: گستردگى و محدوديت روزى او روى حساب معينى است، چرا كه: «اگر خداوند روزى را براى همه گسترده سازد، در زمين طغيان خواهند كرد»: «وَ لَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبادِهِ لَبَغَوا فِى الارْضِ». «١»
روشن است، «روزى» در اينجا هم ارزاق معنوى را شامل مىشود، و هم مادى را، هم جسمانى و هم روحانى، هنگامى كه مبدأ لطف، او است و روزىدهنده نيز او است، پس چرا به سراغ بتهائى مىرويد كه نه رازقند و نه لطيف، نه گرهى به كار كسى مىزنند و نه گرهى مىگشايند؟!
و در پايان آيه، مىافزايد: «او قوى و شكستناپذير است» «وَ هُوَ الْقَوِىُّ الْعَزِيزُ».
اگر، وعده روزى و لطف به بندگان مىدهد، قادر بر انجام اين امر مىباشد و به همين دليل هرگز در وعدههاى او تخلف نيست.
توجه به اين نكته لازم است كه «لطيف» دو معنى دارد: يكى همان كه در بالا گفتيم، يعنى صاحب لطف و محبت و مرحمت، و ديگر آگاه بودن از امور دقيق و