تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١١
٥١ وَ ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِىَ بِإِذْنِهِ ما يَشاءُ إِنَّهُ عَلِىٌّ حَكِيمٌ
ترجمه:
٥١- و شايسته هيچ انسانى نيست كه خدا با او سخن گويد، مگر از راه وحى يا از پشت حجاب، يا رسولى مىفرستد و به فرمان او آنچه را بخواهد وحى مىكند؛ چرا كه او بلند مقام و حكيم است!
شأن نزول:
بعضى از مفسران، شأن نزولى براى اين آيه، ذكر كردهاند كه حاصلش چنين است: جمعى از يهود، خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمدند و عرض كردند: چرا تو با خداوند سخن نمىگوئى؟ و به او نگاه نمىكنى؟ اگر پيامبرى، همان گونه كه موسى عليه السلام با او سخن گفت و به او نگاه كرد، تو نيز چنين كن. ما هرگز به تو ايمان نمىآوريم، مگر اين كه همين كار را انجام دهى، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: موسى هرگز خدا را نديد، اينجا بود كه آيه فوق نازل شد (و چگونگى ارتباط پيامبران را با خداوند متعال تشريح كرد). «١»
تفسير:
طرق ارتباط پيامبران با خداوند
همان گونه كه در آغاز اين سوره، گفتيم، در اين سوره تكيه خاصى روى