تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٣
در دل وجود دارد، يعنى انسان معتقد به چيزى باشد در عين حال آن را نفى كند، و يا معتقد به نفى آن باشد، ولى با زبان آن را اثبات كند، به افراد بخيل و كمخير كه غالباً اظهار فقر مىكنند «جحد» گفته مىشود و «أَرْضٌ جَحِدَة» به معنى زمين كم گياه است. «١»
بعضى ديگر، از ارباب لغت «جحد» و «جحود» را نيز چنين تفسير كردهاند:
الجُحُودُ أَلِانْكارُ مَعَ الْعِلْمِ: «جحود به معنى انكار توأم با علم است». «٢»
بنابراين، در مفهوم «جحد» هميشه يك نوع لجاجت يا عناد، در برابر حق نهفته است بديهى است كسى كه با چنين صفتى با حقايق برخورد كند، سرنوشتى جز انحراف از طريق حق نخواهد داشت، چرا كه تا انسان، حقجو و حقطلب و تسليم در مقابل واقعيات نباشد، به آنها نخواهد رسيد.
به همين دليل، وصول به حق نياز به خودسازى قبلى دارد و اين همان تقواى قبل از ايمان است، كه قرآن در سوره «بقره» به آن اشاره كرده، مىگويد: ذلِكَ الْكِتابُ لارَيْبَ فِيْهِ هُدىً لِلْمُتَّقِيْنَ: «در اين كتاب آسمانى ترديدى نيست و مايه هدايت پرهيزگاران است».
***