تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٧
٣٦ وَ قالَ فِرْعَوْنُ يا هامانُ ابْنِ لِي صَرْحاً لَعَلِّي أَبْلُغُ الأَسْبابَ
٣٧ أَسْبابَ السَّماواتِ فَأَطَّلِعَ إِلى إِلهِ مُوسى وَ إِنِّي لَأَظُنُّهُ كاذِباً وَ كَذلِكَ زُيِّنَ لِفِرْعَوْنَ سُوءُ عَمَلِهِ وَ صُدَّ عَنِ السَّبِيلِ وَ ما كَيْدُ فِرْعَوْنَ إِلَّا فِي تَبابٍ
ترجمه:
٣٦- فرعون گفت: «اى هامان! براى من بناى مرتفعى بساز، شايد به وسائلى دست يابم.
٣٧- وسائل (صعود به) آسمانها تا از خداى موسى آگاه شوم؛ هر چند گمان مىكنم او دروغگو باشد»! اين چنين اعمال بد فرعون در نظرش آراسته جلوه كرد، و از راه حق باز داشته شد؛ و توطئه فرعون (و همفكران او) جز به نابودى نمىانجامد!
تفسير:
مىخواهم به آسمان روم تا از خداى موسى خبر گيرم!!
گر چه سخنان «مؤمن آل فرعون»، اين اثر را گذاشت كه فرعون را از تصميم قتل «موسى» باز داشت، ولى نتوانست «فرعون» را از مركب غرور پائين آورد، و از شيطنت باز دارد، و در مقابل حق، به تسليم وادار كند، چرا كه فرعون شايستگى و لياقت آن را نداشت، لذا در ادامه اعمال شيطنتآميز خود، به كار تازهاى دست زد، و آن مسأله ساختن برج بلند، براى صعود به آسمانها و آگاهى از خداى موسى بود! چنان كه در آيات مورد بحث مىخوانيم: