تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٧
بعد از ذكر اين دلائل مختلف، بر انحصار مقام ولايت در ذات پاك خداوند، از قول پيامبرش صلى الله عليه و آله مىگويد: «اين است خداوند پروردگار من، با اين اوصاف كماليه» «ذلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي».
و به همين دليل من او را ولىّ و ياور خود برگزيدهام، «بر او توكل كردم و به سوى او در مشكلات و گرفتارىها و لغزشها باز مىگردم» «عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ إِلَيْهِ أُنِيبُ».
قابل توجه اين كه: جمله «ذلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي»، اشاره به ربوبيت مطلقه خداوند، يعنى، مالكيت توأم با تدبير مىكند، و مىدانيم «ربوبيت» داراى دو شاخه است:
«شاخه تكوينى» كه به اداره نظام آفرينش، باز مىگردد، و «شاخه تشريعى» كه بيانگر احكام و وضع قوانين و ارشاد مردم، وسيله سفيران الهى است.
و بر اين اساس، به دنبال آن، دو مسأله «تَوَكُّل» و «إِنابِه» مطرح شده است، كه اولى، واگذارى امور خويش در نظام تكوين به خدا است، و دومى بازگشت، در امور تشريعى به او است (دقت كنيد). «١»
***
آيه بعد، مىتواند دليل پنجمى بر ولايت مطلقه پروردگار، باشد، يا دليلى بر مقام ربوبيت و شايستگى او، براى توكل و انابه، مىفرمايد: «او است كه آسمانها و زمين را به وجود آورده است» «فاطِرُ السَّماواتِ وَ الأَرْضِ».
«فاطِر» از ماده «فَطْر» (بر وزن سطر) در اصل به معنى شكافتن چيزى از طول است، در مقابل «قَطّ» كه به قول بعضى، به معنى قطع عرضى است، گوئى به هنگام آفرينش موجودات، پرده تاريك عدم شكافته مىشود، و هستىها از آن