تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٤
گرفتند.
از همه مناسبتر، تفسير اول است، زيرا تفسير دوم ايجاب مىكند كه اين آيات بعد از غزوه بدر، نازل شده باشد، در حالى كه دليل روشنى بر اين امر در دست نيست و به نظر مىرسد كه همه اين آيات در مكّه نازل شده باشد.
و تفسير سوم، با لحن آيه موافق نيست، زيرا بايد گفته شود: «مِنْ بَعْدِ مَا اسْتَجابُوا لَهُ» (بعد از آن كه دعوت او را اجابت كردند).
به علاوه، ظاهر جمله «يُحَاجُّونَ فِى اللَّهِ» اشاره، به گفتگوى مشركان درباره خدا است، نه اهل كتاب درباره پيامبر صلى الله عليه و آله، اما اين محاجه باطل اشاره به طرح چه مسائلى است؟ باز محل گفتگو است.
بعضى گفتهاند: منظور ادعاى يهود است كه مىگفتند: آئين ما پيش از اسلام بوده و برتر از آن است. يا اين كه، شما كه مدعى وحدت هستيد بيائيد آئين موسى عليه السلام را كه مورد قبول طرفين است بپذيريد.
ولى، همان گونه كه گفتيم: بعيد است روى سخن در اين آيات با يهود و اهل كتاب باشد؛ چرا كه «محاجّه درباره اللَّه» بيشتر متناسب با مشركان است، بنابراين، جمله فوق، اشاره به دلائل بىاساس و پوسيدهاى است كه مشركان براى پذيرش شرك مىآوردند، از جمله شفاعت بتها و يا پيروى از آئين نياكانشان.
به هر حال، افراد لجوجى كه بعد از آشكار شدن حق، به لجاجت و پافشارى خود ادامه مىدهند، هم در نظر خلق خدا رسوا هستند و هم مشمول غضب خالق در اين جهان و جهان ديگر مىباشند.
***
سپس، به يكى از دلائل توحيد و قدرت پروردگار، كه در عين حال متضمن اثبات نبوت است، در مقابل احتجاجكنندگان بىمنطق، پرداخته مىگويد: