تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٢
آنها بر اثر جهل و تعصب، ساليان دراز آنچنان به شرك و بتپرستى خو گرفتهاند و در اعماق وجودشان حلول كرده، كه دعوت به توحيد، مايه وحشت آنها است، به علاوه، در شرك منافع نامشروع سران مشركان محفوظ است، در حالى كه توحيد، مايه قيام مستضعفان مىگردد، و جلوى هواپرستىها و مظالم آنها را مىگيرد.
ولى با اين حال، همان گونه كه گزينش پيامبران به دست خدا است، هدايت مردم نيز به دست او است، «خداوند هر كس را بخواهد بر مىگزيند، و كسى را كه به سوى او باز گردد هدايت مىكند» «اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ».
در اين آيه نكتههائى است كه بايد به آن توجه داشت:
١- «شَرَعَ» از ماده «شَرْع» (بر وزن زرع) در اصل، به معنى راه روشن است، راه ورود به نهرها را نيز «شَرِيْعَه» مىگويند، سپس اين كلمه در مورد اديان الهى و شرايع آسمانى به كار رفته، چرا كه راه روشن سعادت در آن است، و طريق وصول به آب حيات، ايمان و تقوى و صلح و عدالت است.
و از آنجاكه آب، مايه پاكيزگى و طهارت و حيات است، اين واژه تناسب روشنى با آئين الهى كه از نظر معنوى همين كارها را با روح و جان انسان و جامعه انسانيت مىكند دارد. «١»
٢- در اين آيه، تنها به پنج تن از پيامبران خدا، اشاره شده (نوح و ابراهيم و موسى و عيسى و محمّد عليهم السلام)؛ چرا كه پيامبران «اولوالعزم» يعنى صاحبان دين و آئين جديد، تنها اين پنج تن هستند، و در حقيقت آيه اشارهاى است به انحصار پيامبران صاحب شريعت در اين پنج نفر.
٣- در آغاز از «نوح» ياد شده، چرا كه نخستين شريعت، يعنى آئينى كه