تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٦
سپس، قرآن مىافزايد: «اگر فرمانى از سوى پروردگار تو، صادر نشده بود كه آنها تا سر آمد معينى زنده و آزاد باشند، خداوند در ميان آنها داورى مىكرد»، طرفداران باطل را نابود مىساخت و پيروان حق را پيروز «وَ لَوْلا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى لَقُضِىَ بَيْنَهُمْ».
آرى، دنيا سراى آزمون و پرورش و تكامل است، و اين، بدون آزادى عمل امكانپذير نيست، اين فرمان تكوينى خداوند است كه از آغاز خلقت انسان، بوده، و دگرگونى در آن راه ندارد، اين طبيعت زندگى دنيا است، ولى از امتيازات سراى آخرت، حل تمام اين اختلافات و رسيدن انسانيت به يكپارچگى كامل است لذا از قيامت تعبير به «يَوْمُ الْفَصْل» شده است.
و در آخرين جمله، به توضيح حال كسانى مىپردازد كه بعد از اين گروه بر سر كار آمدند، گروهى كه عهد پيامبران را درك نكردند، و زمانى چشم گشودند كه نفاقافكنان و تفرقهاندازان، فضاى جامعه بشريت را با اعمال شيطنتآميز خود، تيره و تار كرده بودند، و آنها نتوانستند به خوبى حق را دريابند.
مىفرمايد: «كسانى كه بعد از آنها وارثان كتب آسمانى شدند از آن در شك و ترديدند، شكى توأم با بدبينى و سوء ظن»! «وَ إِنَّ الَّذِينَ أُورِثُوا الْكِتابَ مِنْ بَعْدِهِمْ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مُرِيبٍ». «١»
در حقيقت معنى «رَيْبَ» اين قيد را نيز ذكر كردهاند: شكى كه سرانجام، بعد پرده از روى آن برداشته شود و به حقيقت تبديل گردد، شايد اين امر، اشاره به ظهور پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله، با دلائل روشن باشد كه آثار شك و «رَيْب» را از دلهاى حقطلبان زدود.