تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٦
ايراد هميشگى و پاسخ هميشگى
اينگونه برخورد مادىها با مسأله وحى، منحصر به اين مورد نيست، آنها در برابر تمام مسائل مربوط به «ماوراء طبيعت» چنين قيافهاى را به خود مىگيرند، و ما نيز در همه جا براى رفع اشتباه آنها مىگوئيم:
فراموش نكنيد، قلمرو علم (البته آنها هر جا علم مىگويند، به معنى علوم تجربى و طبيعى است) جهان ماده است، معيارها و ابزارهائى كه براى مباحث علمى پذيرفته شده، آزمايشگاهها، تلسكوبها، ميكروسكوبها و سالنهاى تشريح، همه در همين محدوده كار مىكنند، اين علوم با اين ابزارها و معيارها مطلقاً در مورد خارج از محدوده عالم ماده، نمىتواند سخن بگويد، نه نفى و نه اثبات، دليل آن هم روشن است، و آن اين كه اين معيارها توانائى محدود، و قلمرو خاصى دارند.
بلكه، ابزار هر يك از علوم طبيعى، نيز براى علم ديگر فاقد توانائى و كاربرد است، فى المثل اگر «ميكرب سل» را در پشت تلسكوبهاى عظيم نجومى نبينيم نمىتوانيم آن را انكار كنيم، و يا اگر ستاره «پلوتون»، با ميكرسكوبها و ذرهبينها قابل مشاهده نباشد، نبايد زير سؤال قرار گيرد!
ابزار شناخت، در هر جا متناسب همان علم است، و ابزار شناخت براى ماوراء طبيعت، چيزى جز استدلالات نيرومند عقلى كه راه ما را به سوى آن جهان بزرگ باز مىكند، نخواهد بود.
آنها كه علم را از قلمروش خارج مىكنند، در حقيقت نه عالمند و نه فيلسوف، مدعيانى هستند خطاكار و گمراه.
ما همين اندازه مىبينيم مردانى بزرگ آمدهاند و مسائلى به ما ارائه كردهاند كه از قدرت بشر خارج است و ارتباط آنها را با خارج از جهان ماده مسلّم مىسازد،