تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٩
از همه اينها گذشته، از دو حال خارج نيست: «اگر او دروغگو باشد، دروغش دامن خود او را خواهد گرفت، و اگر راستگو باشد، لااقل بعضى از عذابهائى را كه وعده مىدهد، دامن شما را خواهد گرفت» «وَ إِنْ يَكُ كاذِباً فَعَلَيْهِ كَذِبُهُ وَ إِنْ يَكُ صادِقاً يُصِبْكُمْ بَعْضُ الَّذِي يَعِدُكُمْ».
خلاصه، اگر او دروغگو است دروغ، فروغى ندارد، سرانجام مشت او باز مىشود و رسوا مىگردد، و به كيفر دروغ خود، گرفتار خواهد شد، اما اين احتمال نيز وجود دارد كه راستگو باشد و از سوى اللَّه مأموريت دارد، بنابراين وعدههاى عذاب او، خواه ناخواه به وقوع مىپيوندد، با اين حال، كشتن او از عقل و درايت دور است.
سپس افزود: «خداوند، كسى را كه اسرافكار و بسيار دروغگو است هدايت نمىكند» «إِنَّ اللَّهَ لايَهْدِي مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذَّابٌ».
اگر موسى راه تجاوز و اسراف و دروغ را پيش گرفته باشد، مسلماً مشمول هدايت الهى نخواهد شد، و اگر شما چنين باشيد، شما نيز از هدايتش محروم خواهيد گشت.
عبارت اخير، گر چه دو پهلو است، اما پيدا است كه نظر «مؤمن آل فرعون» بيان حال فرعونيان بوده، ولى به هر حال تكيه او بر ربوبيت «اللّه» در اين عبارت و عبارت بعد، بيانگر اين واقعيت است كه فرعون، يا لااقل گروهى از فرعونيان، به طور اجمال اعتقادى به «اللّه» داشتهاند، و گر نه، اين تعبيرات نشانه ايمان او به خداى موسى و همكارى با بنى اسرائيل محسوب مىشد، و با اصول «تقيه تاكتيكى» كه او در پيش گرفته بود، سازگار نبود.
در اينجا دو سؤال، از سوى بعضى از مفسران مطرح شده است:
نخست اين كه: اگر موسى عليه السلام دروغگو باشد، دروغش تنها به زيان خود او