تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٦
زراعت) دگرگون ساختند، و بيش از آنچه اينها آباد كردند عمران نمودن».
و ممكن است اشاره، به ساختمانها و بناهاى محكمى باشد كه، بعضى از اقوام پيشين در دل كوهها، و در ميان دشتها بنا مىكردند، چنان كه قرآن در باره قوم «عاد» مىگويد: أَ تَبْنُونَ بِكُلِّ رِيْعٍ آيَةً تَعْبَثُونَ وَ تَتَّخِذُونَ مَصانِعَ لَعَلَّكُمْ تُخْلِدُونَ: «آيا شما بر هر مكان مرتفعى نشانهاى از روى هوى و هوس مىسازيد؟ و قصرها و قلعههاى زيبا و محكم بنا مىكنيد؟ گوئى در جهان جاويدان خواهيد ماند»؟! «١»
و در پايان آيه، سرنوشت اين اقوام سركش را در يك جمله كوتاه، چنين بازگو مىكند: «خداوند آنها را به گناهانشان گرفت، و كسى نبود كه از آنها در برابر خداوند، دفاع كند و از عذاب الهى باز دارد» «فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ وَ ما كانَ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ واقٍ».
نه كثرت نفرات آنها، مانع از عذاب الهى شد، و نه قدرت و شوكت و مال و ثروت بىحسابشان.
كراراً در آيات قرآن «أَخْذ» (گرفتن) به معنى مجازات كردن آمده است، اين به خاطر آن است كه براى انجام يك مجازات سنگين، نخست طرف را بازداشت مىكنند و سپس كيفر مىدهند.
***
در آيه بعد، آنچه را به طور اجمال، قبلًا گفته است شرح مىدهد و مىفرمايد:
«اين مجازات دردناك الهى، به خاطر اين بود كه پيامبرانشان پيوسته با دلائل روشن، به سراغشان مىآمدند و آنها همه را انكار مىكردند» «ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كانَتْ