تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨١
فرمود: إِنَّ النَّبِىَّ لاتَكُونُ لَهُ خائِنَةُ الاعْيُنِ: «پيامبر نگاه مخفيانه و خائنانه ندارد»!. «١»
البته خيانت چشمها، اشكال مختلفى دارد: گاه به صورت نگاههاى دزدكى و استراق بصر نسبت به زنان بيگانه است، و گاه به صورت اشاراتى با چشم، به منظور تحقير يا عيبجوئى از ديگران، و يا اشاراتى كه مقدمه توطئهها و نقشههاى شيطانى است.
راستى اگر انسان، به يك چنين حسابرسى دقيقى در قيامت مؤمن باشد كه حتى نگاهها، و انديشهها، با انگيزههائى كه دارند، همگى زير سؤال مىروند، و دقيقاً بررسى مىشوند، حد اعلاى تقوى در وجود او زنده خواهد شد، و چه اثرى دارد اين ايمان به معاد، و مراقبت الهى و حسابرسى قيامت، در تربيت نفوس انسانها؟!
مىگويند: يكى از علماى بزرگ، پس از پايان تحصيلات خود در «حوزه علميه نجف»، هنگامى كه مىخواست به كشورش باز گردد، ضمن خداحافظى با استادش از او تقاضاى پند و موعظهاى كرد، او گفت: بعد از تمام اين زحمتها آخرين اندرزم كلام خدا است، اين آيه را هرگز فراموش مكن! أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرى: «آيا انسان نمىدانست كه خدا همه چيز را مىبيند». «٢»
آرى، از ديدگاه يك فرد مؤمن واقعى، تمام عالم محضر خدا است، و همه كارها در حضور او انجام مىگيرد، همين شرم حضور براى دورى از گناهان كافى است.
***