تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٢
از يكسو، موانع مادى همچون كوهها برچيده مىشود، و به گفته قرآن، زمين به صورت قاعاً صَفْصَفاً: «بىآب و گياه، هموار و بدون پستى و بلندى» در مىآيد. «١»
از سوى ديگر، همه انسانها از درون قبرها سر برمىدارند و خارج مىشوند.
از سوى سوم، اسرار درون همگان، آشكار مىگردد: «يَومَ تُبْلَى السَّرائِرُ». «٢»
و زمين آنچه را در درون دارد بيرون مىفرستد: «وَ أَخْرَجَتِ الارْضُ أَثْقالَها». «٣»
از سوى چهارم، نامههاى اعمال گشوده مىشود و محتواى آن آشكار مىگردد: «وَ إِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ». «٤»
از سوى پنجم، اعمالى كه انسان از پيش فرستاده، در برابر او مجسم مىشود: «يَومَ يَنْظُرُ الْمَرْءُ ما قَدَّمَتْ يَداهُ». «٥»
و از سوى ششم، مسائلى را كه انسان اصرار در اخفاى آنها داشت ظاهر مىگردد: «بَلْ بَدا لَهُمْ ما كانُوا يُخْفُونَ مِنْ قَبْلُ». «٦»
از سوى هفتم، اعضاى پيكر انسان و حتى زمينى كه روى آن اعمالى انجام داده، به افشاگرى برمىخيزند و حقايق را بازگو مىكنند: «يَومَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها». «٧»
خلاصه، انسانها با تمام وجود، و تمام هستى و هويت خويش، در آن