تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٢
و به اين ترتيب، قرآن مىگويد: زندگى اين جهان تجربهاى است كه هرگز براى يك نفر تكرار نمىشود، پس اين خيال خام را بايد از سر بيرون كرد كه، «اگر بعد از مرگ، با واكنشى شديد رو به رو شديم، راه بازگشت و جبران باز است»، نه هرگز چنين نيست.
دليل آن روشن است، در قانون تكامل و روند آن، ارتجاع و بازگشت ممكن نيست، همان گونه كه محال است از نظر اين قانون، نوزادى به شكم مادر بازگردد، خواه دوران تكاملى خود را در رحم مادر به پايان رسانده باشد، و يا ناقص سقط گردد، مرگ نيز همچون تولد ثانوى است، و انتقال از چنين عالمى به عالم دنيا بازگشتى محال است.
از اين گذشته، بيداريهاى اضطرارى، هرگز دليل بر بيدارى واقعى نيست و به هنگام فرونشستن عوامل آن، فراموشكارى باز مىگردد و همان اعمال تكرار مىشود، چنان كه در زندگى همين دنيا در مورد بسيارى از مردم اين معنى را آزمايش كردهايم، كه در تنگناهاى زندگى دست به دامن لطف خدا مىزنند، از درِ توبه وارد مىشوند، اما همين كه طوفان فرونشست، همه چيز به دست فراموشى سپرده مىشود.
***