تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٨
مىباشد.
لذا جمعى از مفسران، اين آيه را دليل بر حيات موقت، در قبر دانستهاند.
در اين كه حيات در قبر، چگونه است؟ آيا جسمانى است، يا برزخى، يا نيمه جسمانى؟ بحثهائى است كه اينجا جاى آن نيست.
٣- منظور از «مرگ نخستين»، مرگ قبل از وجود انسان در دنيا، است، چرا كه قبلًا خاك بود، بنابراين «زندگى اول»، نيز زندگى اين دنيا مىشود، و «مرگ دوم» در پايان اين جهان است، و «حيات دوم» در رستاخيز.
كسانى كه اين تفسير را برگزيدهاند، به آيه ٢٨ سوره «بقره» نيز، استدلال كردهاند كه مىگويد: كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ كُنْتُمْ أَمْواتاً فَأَحْيْاكُمْ ثُمَّ يُمِيْتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ: «چگونه به خدا كافر مىشويد در حالى كه شما مرده بوديد او شما را زنده كرد، سپس مىميراند، بار ديگر زنده مىكند، سپس به سوى او باز مىگرديد»؟
ولى آيه مورد بحث، سخن از دو «اماته»، «ميراندن» مىگويد، در حالى كه آيه سوره «بقره» يك «موت» است و يك «اماته». «١»
از ميان اين تفسيرها تفسير اول مناسبتر به نظر مىرسد.
اين نكته نيز قابل توجه است كه، بعضى از طرفداران «تناسخ» خواستهاند از اين آيه، براى زندگى و مرگ تكرارى انسانها، و بازگشت ارواح به بدنهاى جديد در اين دنيا، استدلال كنند، در حالى كه آيه فوق، يكى از دلائل زنده نفى تناسخ است، زيرا مرگ و حيات را منحصر در دو قسمت مىكند، ولى طرفداران