تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣٧
ب: منظور ايمان اعتقاد به توحيد و رسالت است و مىدانيم پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله قبل از آن موحد بود اما ايمان به رسالت خويشتن هنوز پيدا نكرده بود.
ج: منظور، آن قسمت از اركان ايمان است كه انسان از طريق دليل عقل به آن نمىرسد، و راه آن تنها ادله نقلى است (مانند بسيارى از خصوصيات معاد).
د: در اين آيه محذوفى در تقدير است و معنى چنين است: ما كُنْتَ تَدْرِي كَيْفَ تَدْعُو الْخَلْقَ إِلَى الْإِيمانِ: «تو نمىدانستى چگونه مردم را به ايمان دعوت كنى». «١»
ولى به عقيده ما، از همه پاسخها مناسبتر و هماهنگتر با محتواى آيه همان پاسخ اول است.
٣- يك نكته ادبى
در اين كه مرجع ضمير در جمله «لكِنْ جَعَلْناهُ نُوراً ...» (ولى ما آن را نورى قرار داديم) چيست؟ گفتگو است: بعضى گفتهاند منظور همان قرآن، بزرگ كتاب آسمانى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله است، اين احتمال نيز وجود دارد كه منظور از اين نور، نور الهى «ايمان» باشد.
ولى مناسبتر از هر دو اين است كه: به «قرآن و ايمان» هر دو بازگردد، و چون اين دو به يك حقيقت منتهى مىشود، بازگشت ضمير مفرد به آن بىمانع است.
***