تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣٣
هدايتى براى جهانيان به سوى صراط مستقيم، اين يك موهبت عظيم الهى است براى رهروان راه حق، و آب حياتى است براى همه تشنهكامان.
همين معنى به تعبير ديگرى در آيه ٤٤ سوره «فصلت» آمده: قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدىً وَ شِفاءٌ وَ الَّذِينَ لايُؤْمِنُونَ فِي آذانِهِمْ وَقْرٌ: «بگو اين كتاب براى كسانى كه ايمان آوردهاند، مايه هدايت و شفا است، و كسانى كه به آن ايمان نمىآورند، گوشهايشان سنگين است»!
***
سپس، به عنوان تفسيرى بر «صراط مستقيم» مىافزايد: «راه خداوندى كه تمامى آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است، از آن او است» «صِراطِ اللَّهِ الَّذِي لَهُ ما فِى السَّماواتِ وَ ما فِى الْأَرْضِ».
چه راهى مستقيمتر از راهى است كه به مبدأ عالم هستى منتهى مىشود؟ چه راهى صافتر از راهى است كه به خالق عالم هستى ميرسد؟
سعادت واقعى، سعادتى است كه خدا به آن دعوت مىكند، و راه وصول به آن، تنها راهى است كه او براى آن انتخاب كرده است.
آخرين جمله اين آيه، كه در عين حال آخرين جمله سوره «شورى» است در حقيقت دليلى است براى اين معنى كه راه مستقيم، تنها راهى است كه به سوى خدا مىرود، مىفرمايد: «آگاه باشيد! بازگشت همه كارها به سوى خدا است» «أَلا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ».
از آنجا كه او مالك عالم هستى، و حاكم و مدبر آن است، و از آنجا كه برنامههاى تكاملى انسان، بايد تحت عنايت اين مدبر بزرگ قرار گيرد، بنابراين راه مستقيم تنها راهى است كه به سوى او مىرود، و جز اين راه، هر طريق ديگر انحرافى است، چرا كه به سوى باطل است، مگر حقى جز ذات پاك او، در عالم