تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٧
اما اين ارتباط مرموز چگونه است؟ براى ما روشن نيست، مهم اين است كه ما مىدانيم چنين ارتباطى وجود دارد.
***
چند حديث پيرامون مسأله وحى
روايات فراوانى پيرامون مسأله وحى، در منابع اسلامى وارد شده كه گوشههائى از اين ارتباط اسرارآميز پيامبران را با مبدأ وحى روشن مىسازد:
١- از بعضى از روايات، استفاده مىشود، هنگامى كه وحى بر پيامبر صلى الله عليه و آله از طريق فرشته نازل مىشد، حال پيامبر عادى بود، اما هنگامى كه ارتباط مستقيم و بدون واسطه برقرار مىگشت، پيامبر صلى الله عليه و آله سنگينى فوقالعادهاى احساس مىكرد، تا آنجا كه گاه مدهوش مىشد، چنان كه در «توحيد صدوق» از امام صادق عليه السلام نقل شده كه از حضرتش پرسيدند: أَلْغَشْيَةُ الَّتِي كانَتْ تُصِيْبُ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه و آله إِذا نَزَلَ عَلَيْهِ الْوَحْىُ؟ فَقالَ ذلِكَ إِذا لَمْيَكُنْ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ أَحَدٌ، ذاكَ إِذا تَجَلَّى اللَّهُ لَهُ: «آن حالت مدهوشى كه به پيامبر صلى الله عليه و آله به هنگام وحى دست مىداد چه بود؟
فرمود: اين در هنگامى بود كه، در ميان او و خداوند هيچ كس واسطه نبود و خداوند مستقيماً بر او تجلى مىكرد»!. «١»
٢- ديگر اين كه، هنگامى كه جبرئيل بر آن حضرت صلى الله عليه و آله نازل مىشد، بسيار مؤدبانه و توأم با احترام بود، چنان كه در حديثى از امام صادق عليه السلام آمده است: كانَ جَبْرَئِيْلُ إِذا أَتَى النَّبِىُّ قَعَدَ بَيْنَ يَدَيْهِ قَعَدَةَ الْعَبْدِ، وَ كانَ لايَدْخُلُ حَتّى يَسْتَأْذَنَهُ: «هنگامى كه جبرئيل خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله مىآمد همچون بندگان در برابر حضرتش مىنشست و هرگز بدون اجازه وارد نمىشد»!. «٢»