تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١٤
چنان كه در مورد «ابراهيم» و دستور ذبح «اسماعيل» آمده است (هر چند بعضى آن را مصداق من وراء حجاب دانستهاند).
گر چه شاخههاى اصلى وحى، همان سه شاخه مذكور در آيه فوق است، ولى بعضى از اين شاخهها، خود نيز شاخههاى فرعى ديگرى دارد، چنان كه بعضى معتقدند نزول وحى از طريق فرستادن فرشته وحى، خود به چهار طريق صورت مىگرفته:
١- آنجا كه فرشته بى آن كه بر پيامبر صلى الله عليه و آله ظاهر شود، در روح او القاء مىكرده است، چنان كه در حديثى از پيامبر صلى الله عليه و آله مىخوانيم: إِنَّ رُوحَ الْقُدْسِ نَفَثَ فِي رُوْعِى أَنَّهُ لَنْتَمُوْتُ نَفْسٌ حَتّى تَسْتَكْمِلَ رِزْقَها فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَجْمِلُوا فِى الطَّلَبِ: «روح القدس در قلب من اين معنى را دميده كه هيچ كس نمىميرد تا روزى خود را به طور كامل بگيرد، بنابراين از خدا بپرهيزيد، و در طلب روزى حريص نباشيد». «١»
٢- گاه فرشته، به صورت انسانى در مىآمد و پيامبر صلى الله عليه و آله را مخاطب مىساخت و مطالب را به او مىگفت (چنان كه در مورد ظهور «جبرئيل» به صورت «دحيه كلبى» «٢» در احاديث آمده است).
٣- گاه، به صورتى بود كه همچون زنگ در گوشش صدا مىكرد و اين