تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٨
طبيعت «انسان تربيت نايافته» است كه فكرى كوتاه و روحى ضعيف و كوچك دارد، تكرار آن در آيه فوق تأكيدى است بر همين معنى.
***
سپس براى نشان دادن اين واقعيت، كه هر گونه نعمت و رحمت در اين عالم از سوى خدا است، و كسى از خود چيزى ندارد، به يك مسأله كلى و يك مصداق روشن آن اشاره كرده، مىفرمايد: «مالكيت و حاكميت آسمانها و زمين براى خدا است و هر چه بخواهد مىآفريند» «لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الأَرْضِ يَخْلُقُ ما يَشاءُ».
و به همين دليل، همه ريزخوار خوان نعمت او هستند، و نيازمندان لطف و رحمت او، لذا نه غرور به هنگام نعمت، منطقى است، و نه يأس به هنگام مصيبت!
نمونه روشنى از اين واقعيت كه هيچ كس از خود چيزى ندارد، و هر چه هست از ناحيه او است اين كه: «به هر كس اراده كند دختر مىبخشد و به هر كس بخواهد پسر» «يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ إِناثاً وَ يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ الذُّكُورَ».
***
«يا اگر بخواهد پسر و دختر هر دو به آنها مىدهد، و هر كس را بخواهد عقيم و بىفرزند مىگذارد» «أَوْ يُزَوِّجُهُمْ ذُكْراناً وَ إِناثاً وَ يَجْعَلُ مَنْ يَشاءُ عَقِيماً».
و به اين ترتيب، مردم به چهار گروه تقسيم مىشوند: آنهائى كه تنها پسر دارند و در آرزوى دخترى هستند، و آنها كه دختر دارند و در آرزوى پسرى، و آنها كه هر دو را دارند، و گروهى كه فاقد هر گونه فرزندند و قلبشان در آرزوى آن پر مىكشد.
و عجب اين كه هيچ كس نه در زمانهاى گذشته، و نه امروز كه علوم و