تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٢
عذابى كه اميد قطع آن نيست، و زمانى و مدتى براى آن تعيين نشده، عذابى كه درون جان، و بيرون تن همه را مىسوزاند!
بعيد نيست، گوينده اين سخن مؤمنانِ كامل الايمان، و در صف اول، انبياء و اولياء و پيروان خاص آنها باشند، چرا كه آنها از گناه پاكند و سرافرازند، و حق دارند چنين سخنانى را در آنجا بگويند، آنها مظلومانى هستند كه از دست اين ظالمان ناراحتى بسيار ديدهاند، و جاى آن دارد كه در آن روز گوينده چنين سخنانى باشند (در بعضى از روايات اهل بيت عليهم السلام نيز به اين معنى اشاره شده است). «١»
توجه به اين نكته نيز، لازم است كه «عذاب جاويدان» براى اين ظالمان، قرينه بر اين است كه منظور از آن، كافرانند، همان گونه كه در بعضى ديگر از آيات قرآن اين تعبير آمده است: وَ الْكافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ: «كافران ظالمانند».
***
آيه بعد، نيز گواه بر اين حقيقت است كه، مىگويد: «آنها اولياء و ياورانى ندارند كه آنان را يارى كنند و عذاب الهى را از آنها دفع نمايند» «وَ ما كانَ لَهُمْ مِنْ أَوْلِياءَ يَنْصُرُونَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ».
آنها رشتههاى ارتباط خود را با بندگان خالص، با انبياء و اولياء بريدهاند، لذا در آنجا يار و ياورى ندارند، قدرتهاى مادى نيز، در آنجا همه از كار مىافتد، و به همين دليل، تك و تنها در برابر عذاب الهى قرار مىگيرند.
و براى تأكيد اين معنى در پايان آيه مىافزايد: «هر كس را خداوند گمراه سازد، راه نجاتى براى او نيست» «وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ سَبِيلٍ».