تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠
الْمَلائِكَةَ حافِّيْنَ مِنْ حَولِ الْعَرْشِ». «١»
و گاه مىگويد «عرش خدا روى آب قرار گرفته بود» (وَ كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ). «٢»
از مجموع اين تعبيرات، و تعبيرات ديگرى كه در روايات اسلامى وارد شده، به خوبى مىتوان نتيجه گرفت كه، «عرش» بر معانى مختلفى اطلاق شده، هر چند ريشه مشتركى دارد.
يكى از معانى «عرش» همان مقام «حكومت و مالكيت و تدبير عالم هستى» است، چرا كه حتى در اطلاقات معمولى كلمه «عرش» به عنوان كنايه از تسلط يك زمامدار بر امور كشور خويش، به كار مىرود، مىگوئيم: «فُلانٌ ثَلَّ عَرْشُهُ» كنايه از اين كه قدرتش فرو ريخت، و در فارسى نيز مىگوئيم: «پايههاى تخت او در هم شكست».
ديگر از معانى «عرش»، «مجموعه عالم هستى» است؛ چرا كه همگى نشانه عظمت او است و گاه «عرش» به معنى «عالم بالا» و «كرسى» به معنى «عالم پائين» به كار مىرود.
و گاه «عرش» به معنى «عالم ماوراء طبيعت» و «كرسى» به معنى مجموع عالم ماده، اعم از زمين و آسمان، استعمال مىشود چنان كه در «آية الكرسى» آمده است: «وَسِعَ كُرْسَيُّهُ السَّمواتِ وَ الارْضَ».
و از آنجا كه مخلوقات و معلومات خداوند، از ذات پاك او جدا نيستند، گاهى «عرش» بر «علم خدا» اطلاق شده است.
و اگر به قلب پاك بندگان با ايمان «عرش الرحمان» گفته شده، به خاطر اين