تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٠
بيالايند، مؤمنان ساكت نمىنشينند، و در برابر آنها به پا مىخيزند، و هم به مظلومان اعتماد مىبخشد، كه اگر استغاثه كنند ديگران به يارى آنها مىشتابند.
«يَنْتَصِرُونَ» از ماده «إِنْتِصار» به معنى يارى طلبيدن است، ولى بعضى آن را به معنى «تَناصُرْ» (به يارى يكديگر شتافتن) تفسير كردهاند، ولى نتيجه هر دو با توجه به توضيحى كه داديم يكى است.
به هر حال، وظيفه هر مظلومى اين است كه اگر به تنهائى قادر بر دفع ظلم و ستم نيست، سكوت نكند، و با استفاده از نيروى ديگران، به مقابله با ظلم قيام نمايد، و وظيفه همه مسلمانان است كه به نداى او پاسخ مثبت دهند.
***
ولى، از آنجا كه يارى كردن يكديگر، نبايد از مسير عدالت خارج شود، و به انتقامجوئى، و كينهتوزى، و تجاوز از حد، منتهى گردد، در آيه بعد فوراً آن را مشروط ساخته، مىافزايد: توجه داشته باشيد «كيفر بدى، مجازاتى همانند آن است» «وَ جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها».
مبادا به خاطر اين كه بعضى از دوستان شما، مورد ستم واقع شدهاند از حد بگذرانيد، و خود مبدل به افراد ظالمى شويد، به خصوص اين كه در جوامعى همچون جامعه عرب، در آغاز اسلام احتمال تجاوز از حد، به هنگام پاسخ گفتن به ظلم، احتمال قابل توجهى بوده، و مىبايست حساب يارى مظلوم، از انتقامجوئى جدا شود.
البته، كار ظالم بايد «سيئه» و بدى ناميده شود، اما كيفر او مسلماً «سيئه» نيست، و اگر در آيه از آن تعبير به «سيئه» شده، در واقع به خاطر قرينه مقابله است، يا اين كه از ديدگاه ظالم كه مجازات مىشود «سيئه» مىباشد. اين احتمال نيز وجود دارد كه تعبير از آن به «سيئه» به خاطر اين است كه مجازات آزار و