تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨
و گاه به معنى هر يك از «صفات كماليه و جلاليه او»، چرا كه هر يك از اين اوصاف، بيانگر عظمت مقام او مىباشد، همان گونه كه تخت سلاطين نشانه عظمت آنها است.
آرى خداوند، داراى عرش علم، و عرش قدرت، و عرش رحمانيت و عرش رحيميت است.
طبق اين تفسيرهاى سهگانه، مفهوم «عرش» بازگشت به صفات ذات پاك پروردگار مىكند، نه يك وجود خارجى ديگر.
بعضى از رواياتى كه از طرق اهل بيت عليهم السلام رسيده، نيز همين معنى را تأييد مىنمايد، مانند حديثى كه «حفص بن غياث» از امام صادق عليه السلام نقل مىكند كه از امام عليه السلام درباره تفسير «وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ» سؤال كردند، فرمود:
«منظور علم او است». «١»
و در حديث ديگرى از همان امام عليه السلام «عرش» را به معنى علمى كه انبياء را بر آن واقف كرده، و «كرسى» را به معنى علمى كه هيچ كس را از آن آگاه نكرده است تفسير فرموده. «٢»
در حالى كه بعضى ديگر از مفسران با الهام گرفتن از روايات ديگرى «عرش» و «كرسى» را به دو موجود عظيم از مخلوقات پروردگار، تفسير كردهاند.
از جمله بعضى گفتهاند: منظور از «عرش» مجموعه عالم هستى است.
و گاه گفتهاند: «مجموعه اين زمين و آسمان» در درون «كرسى» قرار دارد، بلكه آسمان و زمين در برابر «كرسى» همچون حلقه انگشترى است در يك