تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٢
و مىتوان آياتى را كه از قيامت به عنوان «يَوْمُ الْجَمْع» ياد مىكند، گواه بر اين معنا گرفت (مانند آيه ٧ همين سوره شورى و ٩ تغابن).
در اين صورت، اين سؤال پيش مىآيد كه آيا همه جنبندگان، در قيامت محشور مىشوند، حتى غير انسانها؟ بلكه گاه گفته مىشود كه «دابّة» (جنبنده) معمولًا به غير انسانها اطلاق مىشود، در اين صورت، اين مشكل مطرح خواهد شد، كه چگونه جنبندگان غير انسان حشر و حساب دارند، در حالى كه عقل و شعور و تكليفى ندارند؟
پاسخ اين سؤال را ذيل آيه ٣٨ سوره «انعام»: وَ ما مِنْ دابَّةٍ فِى الارْضِ وَ لاطائِرٍ يَطِيْرُ بِجَناحَيْهِ إِلَّا أُمُمٌ أَمْثالُكُمْ ما فَرَّطْنا فِى الْكِتابِ مِنْ شَىْءٍ ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ: «هيچ جنبندهاى در زمين، و هيچ پرندهاى كه با دو بال خود (در آسمان) پرواز مىكند نيست، مگر اين كه امتهائى همانند شما هستند، ما هيچ چيز را در اين كتاب فروگذار نكرديم، سپس همه آنها به سوى پروردگارشان جمع و محشور مىشوند» دادهايم.
و گفتيم: زندگى بسيارى از حيوانات، آميخته با نظام جالب و شگفتانگيزى است، چه مانعى دارد كه اين اعمال، بيانگر نوعى عقل و شعور در آنها باشد؟ چه لزومى دارد كه همه اينها را به غريزه تقسيم كنيم؟ در اين صورت نوعى از حشر و حساب، براى آنها متصور خواهد بود (شرح بيشتر اين موضوع را در جلد پنجم صفحه ٢٢٤ به بعد، ذيل آيه فوق مطالعه فرمائيد).
اين احتمال نيز در تفسير آيه مورد بحث وجود دارد، كه منظور از «جمع» نقطه مقابل «بثّ» (پراكندن) است، به اين معنى كه «بثّ»، اشاره به آفرينش و گسترش انواع موجودات زنده و جنبندگان است، سپس مىفرمايد: هرگاه خدا بخواهد آنها را «جمع» كرده و نابود يا منقرض مىسازد.