تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٦
دنبال آن، اين سؤال پيش مىآيد كه: پس چرا در ميان آنها گروهى فقيرند، و هر چه درخواست مىكنند، به جائى نمىرسد؟
مىفرمايد: «هر گاه خداوند روزى را براى بندگانش وسعت بخشد در زمين طغيان و سركشى و ستم مىكنند» «وَ لَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبادِهِ لَبَغَوْا فِى الْأَرْضِ».
«و لذا به مقدارى كه مىخواهد و مصلحت مىبيند روزى را نازل مىكند» «وَ لكِنْ يُنَزِّلُ بِقَدَرٍ ما يَشاءُ».
و به اين ترتيب، مسأله تقسيم روزى، بر اساس حساب دقيقى است كه پروردگار درباره بندگان دارد، «چرا كه او نسبت به بندگانش آگاه و بيناست» «إِنَّهُ بِعِبادِهِ خَبِيرٌ بَصِيرٌ».
او پيمانه و ظرفيت وجودى هر كس را مىداند، و طبق مصلحت او به او روزى مىدهد، نه چندان مىدهد كه طغيان كنند، و نه چندان كه از فقر، فريادشان بلند شود.
شبيه اين معنى در آيه ٦ و ٧ سوره «علق» آمده است: إِنَّ الانْسانَ لَيَطْغى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى: «انسان طغيان مىكند، هرگاه احساس بىنيازى و غنى نمايد».
و به راستى چنين است، و مطالعه در حال انسانها گواه صادق اين واقعيت است، كه وقتى دنيا به آنها روى مىآورد، و صاحب زندگى مرفه مىشوند، و مسير حوادث بر وفق مراد آنها است، ديگر خدا را بنده نيستند، به سرعت از او فاصله مىگيرند، در درياى شهوات غرق مىشوند، و آنچه ناگفتنى است آن مىكنند، و هر گونه ظلم و ستم و فساد را، در زمين گسترش مىدهند.
در تفسير ديگرى، از «ابن عباس» در مورد اين آيه، مىخوانيم كه منظور از «بغى»، در اينجا ظلم و ستم و طغيان نيست، بلكه «بغى» به معنى طلب است، يعنى اگر خداوند روزى را براى بندگانش گسترده سازد، باز طلب بيشتر مىكنند